کنترل کیفیت در مؤسسات ارائهکننده خدمات حسابرسی، سایر خدمات اطمینانبخشی و خدمات مرتبط
فهرست
الف ـ ”مستندسازي كار“ ـ تهیه سوابق كار انجام شده و نتايجي كه به دست آمده است. مستندات هر كار در پرونده آن كار گردآوري ميشود.
ب ـ ”مدیر مسئول کار“ ـ شريك یا فرد واجد شرایط دیگری در مؤسسه، دارای مجوز حرفهای یا قانونی مربوط، که مسئول یک کار و اجرای آن و گزارش صادره از طرف مؤسسه است.
پ ـ ” بررسي كنترل كيفيت کار“ ـ فرايند طراحيشده براي فراهم کردن ارزيابي بيطرفانه (پیش از صدور گزارش) قضاوتهاي عمدهاي كه گروه کاري به عمل آورده و نتايجي كه براي تهیه گزارش به آن دستيافته است.
ت ـ ” بررسي کننده كنترل كيفيت کار“ ـ شريك، فرد واجد شرایط ديگری در مؤسسه، فرد برونسازماني واجد شرايط يا گروهي از اينگونه افراد، با تجربه و اختيار كافي و مناسب براي ارزيابي بيطرفانه (پیش از صدور گزارش) قضاوتهاي عمده به عمل آمده توسط گروه کاري و نتايجي كه براي تهیه گزارش به آن دست يافتهاند.
ث ـ ” گروه کاري“ ـ همه افراد انجام دهنده يك کار، شامل كارشناسان طرف قرارداد مؤسسه در ارتباط با آن کار.
ج ـ ” مؤسسه“ ـ سازمان یا مؤسسهای متشکل از حسابداران رسمی یا یک شاغل انفرادی.
چ ـ ” بازبینی“ ـ روشهاي طراحيشده براي فراهم نمودن شواهدي از رعايت سیاستها و روشهاي كنترل كيفيت مؤسسه توسط گروه کاري در ارتباط با کار تکمیل شده.
ح ـ ” نظارت“ ـ فرايند بررسي و ارزيابي مستمر سيستم كنترل كيفيت مؤسسه، شامل بازبینی متناوب موارد انتخابي از کارهای تكميل شده، كه براي قادر ساختن مؤسسه به كسب اطمينان معقول از اجراي اثربخش سيستم كنترل كيفيت آن، طراحيشده است.
خ ـ ” شريك“ ـ هر عضو جامعه حسابداران رسمی ایران که به طور تمام وقت منحصراً در یک مؤسسه، کار حرفهای انجام میدهد و در مورد فعالیتهای حرفهاي مؤسسه در قبال اشخاص ثالث مسئولیت تضامنی دارد.
د ـ ” كاركنان“ ـ شركا و سایر افراد حرفهای مؤسسه شامل کارشناسانی که در استخدام مؤسسه هستند.
ذ ـ ” استانداردهاي حرفهاي“ ـ استانداردهاي حسابرسي، سایر خدمات اطمينان بخشي و خدمات مرتبط و الزامات اخلاقي مندرج در آيين رفتار حرفهاي.
ر ـ ” اطمينان معقول“ ـ در اين بخش، سطح اطمينانی بالا اما نه مطلق.
ز ـ ” فرد برونسازماني واجدشرايط“ ـ فردی خارج از مؤسسه با تواناييها و صلاحيتی در حد مدیر مسئول کار؛ براي مثال، شريك يك مؤسسه ديگر، يا افراد حرفهای مسئول کنترل کیفیت در جامعه حسابداران رسمی ایران.
الف ـ مسئوليتهاي مديريت درباره كيفيت در درون مؤسسه.
ب ـ الزامات اخلاقي.
پ ـ پذيرش و ادامه كار.
ت ـ منابع انساني.
ث ـ اجراي کار.
ج ـ نظارت.
الف ـ انجام كار، طبق الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانوني و مقرراتي.
ب ـ صدور گزارشها، متناسب با شرايط موجود.
اين گونه اقدامات و پيامها، فرهنگي را ترویج ميكند كه در آن، كار با كيفيت بالا مـورد تأکیـد و تشویق قـرار میگیرد. اطلاعرسـانی این موضوع میتوانـد با برگـزاری سمينارهاي آموزشي، جلسات، گفتگوهاي رسمي و غيررسمي، منشور سازمانی، رسانههای درون سازمانی یا یادداشتهای کوتاه صورت پذیرد. اين موارد در مستندات داخلي و مواد آموزشي مؤسسه و در روشهاي ارزيابي کار و كاركنان به گونهاي میآید كه نقطه نظرهای مؤسسه درباره اهمیت كيفيت و چگونگي دستيابي به آن را در عمل پشتيباني و تقويت كند.
الف ـ مؤسسه مسئوليتهاي مديران خود را به گونهاي تعيين ميكند كه ملاحظات تجاري، كيفيت كار مورد اجرا را تحت تأثیر قرار ندهد.
ب ـ سیاستها و روشهای مؤسسه در ارتباط با ارزیابی عملکرد، حقوق و ترفیع کارکنان (شامل طرحهای انگیزشی) چنان طراحی میشود که پایبندی مؤسسه را در اولویت دادن به کیفیت به روشنی بیان کند.
پ ـ مؤسسه، منابع كافي را براي بهبود، مستندسازي و پشتيباني از سیاستها و روشهاي كنترل كيفيت خود اختصاص ميدهد.
الف ـ درستكاري.
ب ـ بيطرفي.
پ ـ صلاحيت و مراقبت حرفهاي.
ت ـ رازداري.
ث ـ رفتار حرفهاي.
ج ـ اصول و ضوابط حرفهای.
الف ـ اطلاع رسانی الزامات مربوط به استقلال مؤسسه به كاركنان و، در موارد مقتضی، ساير افراد مشمول این الزامات.
ب ـ شناسايي و ارزيابي شرايط و روابطي كه استقلال را تهديد ميكند و اتخاذ تدابیر ایمنی مناسب برای از بین بردن تهدیدهای مزبور یا کاهش آن به سطحی قابل پذیرش و، در صورت لزوم، کناره گیری از کار.
الف ـ ارائه اطلاعات مربوط به قراردادهای منعقده، شامل دامنه خدمات، توسط مدیران مسئول کار، به منظور ارزیابی اثر کلی آن بر الزامات مربوط به استقلال توسط مؤسسه.
ب ـ گزارش به موقع شرایط و روابط تهدید کننده استقلال توسط کارکنان به منظور انجام اقدام مناسب توسط مؤسسه.
پ ـ گرد آوری اطلاعات مربوط و اطلاع رسانی آن به کارکنان ذیربط به منظور:
تشخیص آسان رعایت الزامات مربوط به استقلال توسط مؤسسه و کارکنان.
فراهم شدن امکان نگهداری و به روز رسانی سوابق مربوط به استقلال توسط مؤسسه.
فراهم شدن امکان انجام اقدام مناسب در باره تهدیدهای شناسایی شده در مورد استقلال توسط مؤسسه.
الف ـ گزارش به موقع موارد نقض استقلال به مؤسسه، توسط افرادی که مشمول الزامات مربوط به استقلال میباشند.
ب ـ اطلاع رسانی به موقع موارد نقض سیاستها و روشهای طراحی شده به:
پ ـ اطلاع رساني به موقع به مؤسسه، در صورت لزوم، توسط مدیر مسئول کار و ساير افراد يادشده در بند ”ب ـ 2“ از اقدامات به عمل آمده براي رفع موضوع، تا مؤسسه بتواند ضرورت انجام اقدامات بیشتر را تشخیص دهد.
الف ـ در صورت بکارگیری کارکنان ارشد برای سالهای متمادی در خدمات اطمینان بخشی، معیارهایی را برای تشخیص نیاز به اعمال تدابیر ایمنی جهت کاهش تهدید ناشی از آشنایی به سطح قابل قبول، تدوین کند.
ب ـ در مورد حسابرسی صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، جهت رعایت الزامات آیین رفتار حرفهای، مدیر مسئول کار، پس از مدت مشخصی تغییر کند.
الف ـ ماهيت کار، شامل ميزان ارتباط آن با منافع عمومی، و
ب ـ طول دوره بکارگیری كاركنان ارشد در یک کار خاص.
نمونههايي از تدابیر ایمنی شامل تغییر كاركنان ارشد يا لزوم بررسي كيفيت کار است.
الف ـ نبود اطلاعاتي حاكي از درستكار نبودن صاحبكار با توجه به ارزيابيهاي انجام شده.
ب ـ برخورداري از صلاحيت، توانايي، زمان و منابع لازم براي انجام كار.
پ ـ امكان رعايت الزامات اخلاقي.
مؤسسه بايد اين گونه اطلاعات را، تا آنجايي كه با توجه به شرايط، ضروري بداند، پيش از پذيرش كار يك صاحبكار جديد، هنگام تصميم گيري در باره ادامه يك كار موجود و هنگام بررسي پذيرش كار جديد صاحبكار موجود، كسب كند. در مواردي كه مسايلي مشخص شود و مؤسسه بخواهد كار را بپذيرد يا ادامه دهد بايد نحوه حل و فصل آن مسايل را مستند كند.
هويت و شهرت تجاري مالكين عمده، هيئت مديره، مديران اجرايي اصلي صاحبكار و اشخاص وابسته آن.
ماهيت عمليات صاحبکار، شامل رويههاي تجاري آن.
اطلاعاتي درباره نگرش مالكين عمده، هيئت مديره و مديران اجرايي اصلي صاحبكار درباره موضوعاتي مانند تفسير جسورانه استانداردهاي حسابداري و محيط كنترلهاي داخلي.
اصرار نامتعارف صاحبكار به پايين نگهداشتن حقالزحمه مؤسسه.
نشانههايي از وجود محدوديت غیرمتعارف در دامنه كار.
نشانههـايي حاكـي از احتمال مشاركت صاحبكـار در پولشـويي يـا ساير فعاليتهـاي مجرمانه.
دلايل پيشنهاد انتخاب مؤسسه و عدم انتخاب مجدد مؤسسه قبلي.
ميزان شناخت مؤسسه از درستكاري صاحبكار معمولاً با استمرار رابطه با آن صاحبكار افزايش مييابد.
مكاتبه با ارائه كنندگان فعلي و يا قبلي خدمات حرفهاي حسابداري به صاحبكار طبق آيين رفتار حرفهاي و مذاكره با ساير اشخاص ثالث.
پرس و جو از ساير كاركنان مؤسسه يا اشخاص ثالث مانند بانكها، مشاور حقوقي و دست اندركاران همان صنعت.
جستجوي سوابق در پايگاههاي اطلاعاتي مربوط.
ميزان شناخت كاركنان مؤسسه از صنعت و موضوعات مرتبط.
ميزان تجربه كاركنان مؤسسه در باره الزامات قانوني و گزارشگري مربوط و توانايي كسب مهارتها و دانش لازم به گونهاي اثربخش.
وجود كاركنان كافي با تواناييها و صلاحيتهاي لازم.
امكان دسترسي به كارشناسان ذیصلاح، در صورت نياز.
امكان دسترسي به افراد واجد شرايط و صلاحيت لازم براي انجام بررسي كنترل كيفيت كار، در صورت لزوم.
توانايي مؤسسه در تكميل كار در مهلت گزارشگري.
الف ـ مسئوليتهاي حرفهاي و قانوني در شرايط موجود، شامل ملزم بودن يا نبودن گزارش به فرد يا افراد انتخاب كننده مؤسسه يا، در برخي موارد، به مقامات ذيصلاح قانوني.
ب ـ امكان كنارهگيري از كار.
مذاكره با سطوح مناسبي ازمديران اجرايي و هيئتمديره صاحبكار در باره اقدام مناسبي كه مؤسسه ممكن است بر اساس واقعيتها و شرايط مربوط به عمل آورد.
چنانچـه مؤسسـه كنارهگيري را مناسـب تشخيـص دهد، مذاكـره با سطوح مناسبي از مديران اجرايي و هيئت مديره صاحبكار در باره كنارهگيري از كار و دلايل كنارهگيري.
بررسي اينكه آيا براي ادامه كار يا گزارش كنارهگيري همراه با دلايل آن به مقامات ذيصلاح قانوني، الزامات حرفهاي، قانوني يا مقرراتي وجود دارد يا خير.
مستندسازي مسايل عمده، مشاورههاي انجام شده، نتايج به دست آمده و مباني آن.
الف ـ استخدام.
ب ـ ارزيابي عملكرد.
پ ـ تواناييها.
ت ـ صلاحيت.
ث ـ فرصتهاي ارتقاي شغلي.
ج ـ ترفيع.
چ ـ حقوق ومزايا.
ح ـ براورد كاركنان مورد نياز.
مؤسسه با پرداختن به اين موضوعات، ميتواند تعداد و ويژگيهاي افراد مورد نياز براي انجام كارهاي خود را تعيين كند. فرايندهاي استخدامي مؤسسه دربرگيرنده روشهايي است كه مؤسسه را در انتخاب افراد درستكار و مستعد براي ارتقاي تواناييها و صلاحيت، تا حد لازم جهت انجام كارهاي مؤسسه، ياري ميكند.
الف ـ آگاه كردن كاركنان از انتظارات مؤسسه درباره اصول كاري و اخلاقي.
ب ـ ارائه نتايج ارزيابي عملكرد، پيشرفت و فرصتهاي ارتقاي شغلي و ارائه مشاورههاي لازم در اين موارد به كاركنان.
پ ـ كمك به كاركنان براي درك اين امر كه ارتقا به ردهاي با مسئوليت بالاتر، از جمله، به كيفيت عملكرد و پايبندي به اصول اخلاقي بستگي دارد و تخطي از سياستها و روشهاي مؤسسه ميتواند به اقدامات انضباطي منجر شود.
الف ـ نام مدير مسئول كار و مسئوليت وي به هيئت مديره و مديران اجرايي اصلي صاحبكار اطلاع داده شود.
ب ـ مدير مسئول كار تواناييها، صلاحيت، اختيار و زمان مناسب براي ايفاي مسئوليت خود را داشته باشد.
پ ـ مسئوليتهاي مدير مسئول كار به روشني تعريف و به وي اعلام شود.
شناخت و تجربه عملي در باره كارهاي با ماهيت و پيچيدگي مشابه از طريق آموزش و مشاركت مناسب.
شناخت الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانوني و مقرراتي.
دانش فني مناسب، شامل شناخت از فناوري اطلاعات مربوط.
شناخت از صنايع مرتبط با فعاليت صاحبكار.
توانايي اعمال قضاوت حرفهاي.
شناخت از سياستها و روشهاي كنترل كيفيت مؤسسه.
چگونگـي آگاهشدن گروههاي كاري از كار محـول شده، به منظور كسب شناخـت از اهداف كار خود.
فرايندهاي رعايت استانداردهاي مربوط به كار مورد نظر.
فرايندهاي نظارت بر كار، آموزش و تربيت كاركنان.
روشهاي بررسي كار انجام شده، قضاوتهاي عمده به عمل آمده و شكل گزارشهايي كه قرار است صادر شود.
مستندسازي مناسب كار انجام شده، زمانبندي و ميزان بررسي.
فرايندهاي كسب اطمينان از اجراي مستمر همه سياستها و روشها.
پيگيري پيشرفت كار.
ارزيابي تواناييها و صلاحيت هريك از اعضاي گروه كاري، داشتن زمان كافي توسط هر يك براي اجراي كار خود، شناخت آنان از وظايف محول شده و انجام كار طبق رويكرد برنامهريزي شده.
حل و فصل مسايل عمده پديد آمده در جريان كار، ارزيابي اهميت آنها و تعديل رويكرد برنامهريزي شده به گونهاي مناسب.
شناسايي موضوعات مستلزم مشورت يا بررسي توسط اعضاي با تجربهتر گروه در جريان اجراي كار.
الف ـ انجام كار طبق الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانوني و مقرراتي مربوط.
ب ـ تشخيص موضوعات عمده مستلزم بررسي بيشتر.
پ ـ انجام مشورتهاي مناسب و مستندسازي و بكارگيري نتايج به دست آمده.
ت ـ ضرورت تجديد نظر در ماهيت، زمانبندي اجرا و ميزان كار انجام شده.
ث ـ متکی بودن نتايج بهدست آمده بهکار انجام شده و مستندسازي کار انجام شده به گونهاي مناسب.
ج ـ كافي و مناسب بودن شواهد كسب شده براي پشتيباني از گزارش.
چ ـ دستيابي به اهداف روشهاي اجراي كار.
الف ـ انجام مشورت مناسب در باره موضوعات پيچيده و بحث انگيز.
ب ـ دسترسي به منابع كافي براي انجام مشورت لازم.
پ ـ مستندسازي ماهيت و دامنه اين گونه مشورتها.
ت ـ مستندسازي نتايج حاصل از مشورتها و بكارگيري آن.
الف ـ موضوع مورد مشورت.
ب ـ نتايج مشورت، شامل هر گونه تصميمات اتخاذ شده، مباني آن تصميمات و چگونگي بكار گيري آنها.
الف ـ الزام به بررسي كنترل كيفيت كار در مورد همه حسابرسيهاي صورتهاي مالي شركتهاي پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار.
ب ـ تعيين معيارهاي لازم به منظور تشخيص ضرورت بررسي كنترل كيفيت كار، براي ساير حسابرسيها و بررسيهاي اجمالي اطلاعات مالي تاريخي، ساير خدمات اطمينان بخشي و خدمات مرتبط.
پ ـ الزام به بررسي كنترل كيفيت كار در مورد همه كار هايي كه معيارهاي تعيين شده طبق بند ”ب“ بالا در مورد آنها مصداق دارد.
شناسايي وضعيتها يا خطرهاي غيرعادي يك كار يا گروهي از كارها.
الزامي بودن بررسي كنترل كيفيت كار طبق قوانين و مقررات.
الف ـ ماهيت، زمانبندي اجرا و ميزان بررسي كنترل كيفيت كار.
ب ـ معيارهاي تعيين صلاحيت بررسي كنندگان كنترل كيفيت كار.
پ ـ الزامات مستندسازي بررسي كنترل كيفيت كار.
ارزيابي استقلال مؤسسه در ارتباط با هر كار توسط گروهكاري.
خطرهاي عمده شناسايي شده در جريان كار و برخورد با آن خطرها.
قضاوتهاي به عمل آمده، به ويژه در ارتباط بااهميت و خطرهاي عمده.
اينكه آيا مشورت مناسب در باره موارد اختلاف نظر يا ساير موضوعات پيچيده يا بحث انگيز به عمل آمده است يا خير و نتايج ناشي از اين مشورتها.
ميزان اهميت تحريفهاي شناسايي شده در جريان كار اعم از اصلاح شده و نشده و چگونگي حل و فصل آنها.
موضوعاتي كه لازم است به اطلاع مديران اجرايي، هيئت مديره و، در موارد لازم، ساير اشخاص مانند مراجع قانوني برسد.
اينكه آيا كاربرگهاي انتخاب شده براي بررسي، كار انجام شده در ارتباط با قضاوتهاي عمده را منعكس و نتايج به دست آمده را پشتيباني ميكند يا خير.
مناسب بودن گزارش براي صدور.
بررسيهاي كنترل كيفيت كار در مورد كارهايي غير از حسابرسي صورتهاي مالي شركتهاي پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ممكن است شامل برخي يا همه اين موارد باشد.
الف ـ شرايط فني لازم براي ايفاي مسئوليت، شامل تجربه و اختيار لازم؛ و
ب ـ ميزاني كه ميتوان با بررسي كننده كنترل كيفيت كار مشورت كرد، بدون اين كه بيطرفي وي خدشهدار شود.
الف ـ توسط مدير مسئول كار انتخاب نميشود.
ب ـ طي دوره مورد بررسي، در اجراي كار مشاركت نميكند.
پ ـ براي گروهكاري تصميمگيري نميكند.
ت ـ در معرض ساير مواردي كه بيطرفي بررسي كننده را تهديد كند، قرار نميگيرد.
الف ـ اجرا شدن روشهاي لازم طبق سياستهاي مؤسسه در مورد بررسي كنترل كيفيت كار.
ب ـ تكميل شدن بررسي كنترل كيفيت كار پيش از صدور گزارش.
پ ـ عدم برخورد بررسي كننده با هر نوع موضوع حل و فصل نشدهاي كه موجب شود وي به اين باور برسدكه قضاوتهاي عمده به عمل آمده توسط گروه كاري و نتايج به دست آمده توسط آنان، نامناسب است.
الف ـ امكان تشخيص زمان تهيه، تغيير يا بررسي مستندات كار و شخص انجام دهنده آن؛
ب ـ حفاظت از درستي اطلاعات در همه مراحل كار، به ويژه در مواردي كه اطلاعات در اختيار اعضاي گروه كاري يا از طريق اينترنت در اختيار ديگران قرار ميگيرد؛
پ ـ پيشگيري از تغيير غير مجاز مستندات كار؛ و
ت ـ دسترسي به مستندات كار توسط گروه كاري و ساير اشخاص مجاز، در صورت لزوم، براي ايفاي مناسب مسئوليتهاي آنان.
استفاده از كلمه عبور توسط اعضاي گروه كاري، براي محدود كردن دسترسي به مستندات الكترونيكي كار به استفادهكنندگان مجاز.
تهيه نسخه پشتيبان از مستندات الكترونيكي كار در مراحل مناسب اجراي كار.
استفاده از روشهايي براي توزيع مناسب مستندات كار بين اعضاي گروه در شروع كار، پردازش آنها در جريان كار و منظم كردن آنها در پايان كار.
استفاده از روشهايي براي محدود كردن دسترسي به نسخههاي كاغذي مستندات كار و توزيع مناسب و بايگاني محرمانه آن.
الف ـ تهيه نسخههاي اسكن شده به گونهاي كه محتواي كامل مستندات كاغذي اصلي، شامل امضاهاي دستي، عطفهاي متقابل و زيرنويسها را نشان دهد؛
ب ـ بايگاني نسخههاي اسكن شده در پروندههاي كار و در صورت لزوم، تهيه فهرست و امضاي نسخههاي اسكن شده؛ و
پ ـ فراهم كردن امكان بازيابي و چاپ نسخههاي اسكن شده در صورت لزوم.
مؤسسه چگونگي نگهداري مستندات كاغذي اصلي را كه به دلايل قانوني، مقرراتي يا غيره اسكن شده است، مورد توجه قرار ميدهد.
در تاریخ 6/5/98 در راستای اصلاح بند ت 23 استاندارد 203 که رفرنس به بند 81 استاندارد کنترل کیفیت 1 دارد عدد 5 باید به 3 اصلاح شود.
بازيابي و دسترسي به مستندات كار در طول دوره نگهداري، به ويژه در مورد مستندات الكترونيكي كه فناوري زيربنايي ممكن است با گذشت زمان ارتقا يا تغيير يابد.
تأمين سوابق تغييرات به عمل آمده در مستندات كار پس از تكميل پروندههاي كار، در صورت لزوم.
امكان دسترسي اشخاص مجاز خارج از مؤسسه به مستندات كار و بررسي آن براي كنترل كيفيت يا مقاصد ديگر.
الف ـ رعايت الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانوني و مقرراتي.
ب ـ مناسب بودن طراحي سيستم كنترل كيفيت و اثربخشي اجراي آن.
پ ـ بكارگيري مناسب سياستها و روشهاي كنترل كيفيت مؤسسه بهگونهاي كه گزارشهاي صادره توسط مؤسسه يا مدير مسئول كار، براي شرايط موجود مناسب باشد.
تجزيه و تحليل:
تعيين اقدامات اصلاحي لازم و بهبود سيستم، شامل استفاده از بازخوردها در بهبود سياستها و روشهاي آموزشي موسسه.
آگاه نمودن كاركنان ذيصلاح مؤسسه از ضعفهاي شناسايي شده در طراحي و اجراي سيستم.
پيگيري انجام سريع اصلاحات لازم در سياستها و روشهاي كنترل كيفيت توسط كاركنان ذيصلاح مؤسسه.
اندازه مؤسسه.
تعداد و پراکندگی جغرافيايي واحدهاي مؤسسه.
نتايج روشهاي نظارت قبلي.
ميزان اختيار کارکنان و واحدها (براي مثال، آيا هر واحد اختيار انجام بازبينيهاي خود را دارد يا تنها واحد مركزي مي تواند آن را اجرا كند).
ماهيت و پيچيدگي فعاليت و سازمان مؤسسه.
خطرهاي مرتبط با صاحبكاران و كارهاي مؤسسه.
الف ـ مواردي كه لزوماً نشاندهنده عدم كفايت سيستم كنترل كيفيت مؤسسه (براي فراهم نمودن اطمينان معقول نسبت به رعايت الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانوني و مقرراتي و همچنين مناسب بودن گزارشهاي صادره توسط موسسه با شرايط موجود) نميباشد.
ب ـ نقايص سيستمي، مكرر يا ساير نقايص با اهميتي كه مستلزم اقدام اصلاحي بيدرنگ مي باشد.
الف ـ انجام اقدام اصلاحي مناسب در ارتباط با يك كار خاص يا هر يك از كاركنان.
ب ـ اطلاع رساني يافتهها به افراد مسئول آموزش و ارتقاي حرفهاي.
پ ـ تغييرات سياستها و روشهاي كنترل كيفيت.
ت ـ اقدام انضباطي در مورد افرادي كه سياستها و روشهاي مؤسسه را رعايت نميكنند، به خصوص آنهايي كه مكرراً تخطي ميكنند.
الف ـ تشريح روشهاي نظارتي اجرا شده.
ب ـ نتايج به دست آمده از روشهاي نظارتي.
پ ـ در موارد مربوط، تشريح نقايص سيستمي مكرر يا ساير نقايص بااهميت و اقدامات به عمل آمده براي رفع يا اصلاح آن نقايص.
الف ـ مشخص كردن روشهاي نظارتي، شامل روش انتخاب كارهاي تكميل شده براي بازبيني.
ب ـ ثبت ارزيابي موارد زير:
پ ـ شناسايي نقايص مشاهده شده، ارزيابي اثر آنها و تعيين مبنايي براي لزوم انجام اقدام بيشتر و نوع آن.
الف ـ شكايات و اتهامات در مورد اينكه كار انجام شده توسط مؤسسه، طبق الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانوني و مقرراتي مربوط انجام نشده است.
ب ـ اتهامات مربوط به عدم رعايت سيستم كنترل كيفيت مؤسسه.
اندازه مؤسسه و تعداد واحدهاي آن.
ميزان اختيارات كاركنان و واحدها.
ماهيت و پيچيدگي نحوه عمل و سازمان مؤسسه.
[1]. استاندارد حسابرسي 220، ”كنترل كيفيت حسابرسي اطلاعات مالي تاريخي (تجدیدنظر شده 1386)“